غربالگری اول و زیباترین و بهترین و با ارزشمندترین هدیه خداوند دختر عزیز و ملوسممممم
.gif)
سلام به زیباترین هدیه خدا .gif)
گل دختر خوشگل نازم .gif)
.gif)
عزیز دلم اول از همه خدارو هزار بار شکر میکنم که یک ماه دیگه از عمر جنینی تو به سلامت سپری شد و نوبت غربالگری اولمون رسید چهارشنبه 10/10 93
بعد از کلی تحقیق برای پیدا کردن آزمایشگاه و مرکز سونوگرافی تصمیم گرفتیم که برای انجام غربالگری به مرکز سونوگرافی دکتر صدری و آزمایشگاه نیلو بریم ...بابایی صبح زود ساعت 5.30 به عشق جوجه قند عسلی بیدار شد و راهی سونوگرافی شد تا برامون نوبت بگیره ساعت 10.30 نوبت ما بود ..من هم که دوست داشتم زودتر از وضعیت شما با خبر بشم و طاقت نداشتم حاضر شدم و رفتم پیش بابایی ....مطب خیلی خیلی شلوغ بود ...حدودا یک ساعت و نیم منتظر بودیم قبل از اینکه نوبتون بشه یه شکلات خوشمزه خوردم که شما حسابی سرحال بشی و آقای دکتر بتونه راحت شما رو ببینه
...اینقدر هیجان داشتم که اشک تو چشام جمع شده بود ...بالاخره نوبت ما شد و آقای دکتر شروع به سونوگرافی کرد من اول از همه به خدا سپاردمت و گوش به حرفهای دکتر سپردم ....آقای دکتر شروع کرد و من و بابایی با دقت گوش میدادیم الهی قربونت بشم که اینقدر زبل وزرنگ بودی ..
دکتر تک تک اعضای بدنتو نگاه کرد و به ما هم نشون میداد انگشتهای کوچوی نازن دستها و پاهای خوشگلت سرت بینی کوچولوت ..همه ....
خدارو هزار مرتبه شکر که همه چیزت خوب بود و دکتر ابراز رضایت کرد و تاریخ احتمالی به دنیا آمدن جوجه خوشگله ما رو 19 تیر ماه اعلام کرد .
...خیلی خیلی خوشحال بودیم و خدا رو شاکر بابت سلامتی نی نی قند عسلیمون...
در آخر هم دکتر کلی تلاش کرد تا شما اجازه دادی به ما بگه که
خدابمون یه دختر ناز و خوشگل و عزیز داده.gif)
نمیدونی چقدر خوشحال شدیم و خداروشکر کردیم بابایی می خواست هومن موقع که راهی آزمایشگاه شدیم برات هدیه النگو بخره که مامانی با اجازه شما خواست بزاره بعد قطعی شدن دخملی بودن شما ....بعد هم آزمایشگاه رفتیم و آزمایش خون دادم و راهی خونه شدیم ...اون روز ناهار با بابایی جشن گرفتیم که خدا بمون یه
دختر خوشگل و ملوس عطا کرده .gif)
قدمت مبارک دختر کوچولوی عزیزم.gif)



غربالگری اول و زیباترین و بهترین و با ارزشمندترین هدیه خداوند دختر عزیز و ملوسممممم 

