هلما خانم عزیز ما هلما خانم عزیز ما ، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 23 روز سن داره
بابا جون معینبابا جون معین، تا این لحظه: 40 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
مامان یاسیمامان یاسی، تا این لحظه: 39 سال و 5 ماه و 12 روز سن داره

جوجو قند عسلی

غربالگری اول و زیباترین و بهترین و با ارزشمندترین هدیه خداوند دختر عزیز و ملوسممممم

1393/10/11 13:29
نویسنده : مامان یاسی
210 بازدید
اشتراک گذاری

 

                                          niniweblog.com

سلام  به زیباترین هدیه خدا niniweblog.com

         niniweblog.com niniweblog.com گل دختر خوشگل نازم    niniweblog.comniniweblog.com

عزیز دلم اول از همه خدارو هزار بار شکر میکنم که یک ماه دیگه از عمر جنینی تو به سلامت سپری شد و نوبت غربالگری اولمون رسید چهارشنبه 10/10 93

بعد از کلی تحقیق برای پیدا کردن آزمایشگاه و مرکز سونوگرافی تصمیم گرفتیم که برای انجام غربالگری به مرکز سونوگرافی دکتر صدری و آزمایشگاه نیلو بریم ...بابایی صبح زود ساعت 5.30 به عشق جوجه قند عسلی بیدار شد و راهی سونوگرافی شد تا برامون نوبت بگیره ساعت 10.30 نوبت ما بود ..من هم که دوست داشتم زودتر از وضعیت شما با خبر بشم و طاقت نداشتم حاضر  شدم و رفتم پیش بابایی ....مطب خیلی خیلی شلوغ بود ...حدودا یک ساعت و نیم منتظر بودیم قبل از اینکه نوبتون بشه یه شکلات خوشمزه خوردم که شما حسابی سرحال بشی و آقای دکتر بتونه راحت شما رو ببینه niniweblog.com...اینقدر هیجان داشتم که اشک تو چشام جمع شده بود ...بالاخره نوبت ما شد و آقای دکتر شروع به سونوگرافی کرد من اول از همه به خدا سپاردمت و گوش به حرفهای دکتر سپردم ....آقای دکتر  شروع کرد و من و بابایی با دقت گوش میدادیم الهی قربونت بشم که اینقدر  زبل وزرنگ بودی ..niniweblog.comدکتر تک تک اعضای بدنتو نگاه کرد و به ما هم نشون میداد انگشتهای کوچوی نازن دستها و پاهای خوشگلت سرت بینی کوچولوت ..همه ....niniweblog.comخدارو هزار مرتبه شکر که همه چیزت خوب بود و دکتر ابراز رضایت کرد و تاریخ احتمالی به دنیا آمدن جوجه خوشگله ما رو 19 تیر ماه اعلام کرد .niniweblog.com...خیلی خیلی خوشحال بودیم و خدا رو  شاکر بابت سلامتی نی نی قند عسلیمون...niniweblog.comدر آخر هم دکتر  کلی تلاش کرد تا شما اجازه دادی به ما بگه که 

niniweblog.comخدابمون یه دختر ناز و خوشگل و عزیز دادهniniweblog.com

نمیدونی چقدر خوشحال شدیم و خداروشکر کردیم بابایی می خواست هومن موقع که راهی آزمایشگاه شدیم برات هدیه النگو بخره که مامانی با اجازه شما خواست بزاره بعد قطعی شدن دخملی بودن شما ....بعد هم آزمایشگاه رفتیم و آزمایش خون دادم و راهی خونه شدیم ...اون روز ناهار با بابایی  جشن گرفتیم که خدا بمون یه niniweblog.comدختر خوشگل و ملوس عطا کرده niniweblog.com

niniweblog.comقدمت مبارک دختر کوچولوی عزیزمniniweblog.com

پسندها (2)

نظرات (1)

مسافرکوچولو
16 دی 93 16:07
سلام ممنون دوست عزیز من خیلی وقته عضو کلوپ مادران هستم ممنونم اما کمتر تونستنم اخیرا سر بزنم چشم سعی میکنم بیشتر بیام ممنون از محبتت